محل تبلیغات شما



عمو قاسم 

امروز قلم ها برای از تو نوشتن 

می تپند، می تپند.

و در سینه ام قلبم افسوس می خورد 

افسوس! 

برای از تو نوشتن 

چه دیر دریاها مرکب شدند 

آری! 

چه با شکوه ونجابت رفتی 

قهرمان سرزمین من ایران 

و با غروب چشم تو 

صدها فانوس بیدار شدند 

در تاریکی شب ظلمانی 

عمو قاسم 

شهادتت جاده های نور را باز کرد 

و کتابی شد

برای خواندن لحظه های غریبانه ات 

که هر سطر آن عطر خدا را دارد

در صفحه های خالی دل 

یادت را

ثانیه های غمگین غربتت را

خواهم نوشت تا به ابد

و باران از خاک

خونت را نخواهد شست 

سجده خواهد کرد برآن! 

برایت سوره ی یاسین می خوانم 

بوی یاس می آید 

بوی یاس می آید 

گویی بانویم فاطمه اینجاست 

اشک می ریزد بر گونه ی زهرا 

اشک می ریزم بر دامن زهرا 

اشکهای ما دشمن را نفرین می کند 

آری!

عمو جان

چه زیبا ستاره ها را طواف کردی 

تا رسیدی بر آغوش خورشید 

می بینم که صد ها هزار کبوتر

تا آسمان بهشت تو را بدرقه کردند 

تا حضور خدا 

حضور خدا. 

نجیبه محمدی 

t.me/nmohammadiii 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

متلب پروزه فروش لوازم برق صنعتی نو و استوک